سلام امروز چه بارونی اومده کاش منم حالم خوب بود تا میتونستم لذت ببرم بخدا دیگه نمی کشم دیشب کلی با خدا حرف زدم و درد دل کردم
دوسال و نیمه عروسی کردم غیر از سه ماه اول دیگه اخلاق نداشت تا اینکه خرداد پارسال بهم خیانت کرد و من مرداد فهمیدم ولی به روش نیوردم اومدیم خونه خودمون رفیق بازیاش به کنار اخلاق نداره سر کوچکترین چیز داد میزنه بی احترامی میکنه از اینکه چرا یه میوه خراب شده تا اینکه چرا قاشق کثیفه من ازدواج دومم هست و فقط بخاطر پدر مادرم باهاش موندم ولی دیگه نمی کشم هیچوقت بهم محبت نکرده دریغ از یه عزیزم گفتن یا یه بوسه حسرت همه چیزو به دلم گذاشته همش میگه تو خونه باشم و خونه داری کنم فکر میکنه نوکرشم ولی از دیروز تا حالا دیگه خیلی فکر کردم دیگه نمیتونم😭😭😭