منمادرشوهرم بهم گف قراره بریم سفر زیارتی .. حالا نمیدونم شوهر گرامم رانندشونه یا کسی دیگه
دلم میگیره بچها بعدعروسی کلی التماس شوهرم کردم ببرم سفر اخرشم منو نبرد همه وقتش مال خانوادشه حالا شده رانندشون تا میخان برن سفر شوهرم هم هست باهاشون دلم میخاد از شوهرم بپرسم توام میری اما میترسم باز جبهه بگیره😔😔