2777
2789
عنوان

بچه ها دلم داره میترکه بیاین آرومم کنین

| مشاهده متن کامل بحث + 426 بازدید | 38 پست
ای بابا حالا امشب تصمیم نگیر ازش۲روز مهلت بخا تا فکرات کنی اروم ک شدی اونوق تصمیم نگید الان بهت گفته ...

دیشب گفت  

بس کن رباب سر به سر غم گذاشتی                            اصلا خیال کن که تو اصغر نداشتی  

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

ناراحت میشه ادم

پسرا جون به جونشون کنی مامانین....

میخواد بره به مادرش یرسه...تو باشی احساس میکنه ددست و پاش بسته میشه...بنظرم مخالفت نکن بزار بره...ولی کلا منم بودم حس بدی بم میداد

اگر خودتان را به آن راه زدید ، مواظب باشید گم نشوید.  
ناراحت میشه ادم پسرا جون به جونشون کنی مامانین.... میخواد بره به مادرش یرسه...تو باشی احساس میکنه ...

امروز رفت بلیطشو اکی کنه منم نشون نمیدم ناراحتم ولی دارم دق میکنم

بس کن رباب سر به سر غم گذاشتی                            اصلا خیال کن که تو اصغر نداشتی  

عزیزم خودت رو حساس نکن...به نطرم اگه مادرش اهله فتنه گری انچنانی نیست...یعنی اگه با پسرش تنها بیوفته فتنه ایی چیزی نمیزنه...بزار بره...نکه ناراحت کننده نباشه...اما سفر زیارتیه و شاید میخواد وقتی تابستون با هم رفتین...اون نباشه...چرا فکر میکنی که میخواد تو اینجا نباشی...شاید ته دلش میخواد اونم اونجا با شما نباشه...اگه منطور بدی هم داره...بسپرش به همون امام حسین که رفع بلا بشه...ولی به نظرم فقط یه حس مسخره هست که بهش رجوع کرده یه سفر مادر و پسری برن زیارت...شایدم مادرش همچین چیزی رو بیان کرده و شوهرت جو گرفتتش...به نطرم به اون سمت قضیه فکر کن...که بعدش شما ها خودتون خانوادگی میرین سفر و مزاحمتی ندارین...ولی بهش اخطار بده...این اولین و آخرین خواهد بود...و باقی سفرها مطمئنن شما باید حضور داشته باشین...و البته دلتنگی و ضروری نبودن این سفر مادر و پسری رو بهانه تهدیدتون بزارید...پیشاپیش...زیارتتون قبول...

به هر آنچه بخواهد...من راضیم...😊
عزیزم خودت رو حساس نکن...به نطرم اگه مادرش اهله فتنه گری انچنانی نیست...یعنی اگه با پسرش تنها بیوفته ...

نه اهل فتنه نیس مادرش مطمئنم خودشم نگفته به شوهرم.من از خود شوهرم ناراحتم که مارو با خودش نمیبره.هرکاری هم داره میکنه من ناراحت نباشم ولی حقیقتا از دلم بیرون نمیاد😔

بس کن رباب سر به سر غم گذاشتی                            اصلا خیال کن که تو اصغر نداشتی  
بگه دوس ندلرم تو بیای ناراحت نمیشی؟

خرج کربلا رفتنو مامانش میده یا شوهرت

توروخدا دعام کن وسواس فکریم تموم بشه خواهش میکنم صلواتم برام بفرست دیگه طاقت ندارم. هرکی منو دعام کرد و صلواتم فرستاد ایشالله حاجت روا شه.
2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز