هیچکس منو نمیفهمه .........بدترین خیانت تو خانوادست که اتفاق میوفته ...که اونم دردش تا ابد تا ابد تا ابد تا ابد میمونه...و با هیچ چیز تسکین پیدا نمیکنه
چرا توو ۱۷ سالگی با کسی ازدواج کردی که یه بچه هم داشت؟ حتی اگه اون چشمش دنبال زن اولش نباشه تو به خاطر سن کمت این فکرو دائم با خودت داری.
ته قصه خودشو پیدا کرد اون که بین جمعیت گم شده بود.....اونی که به جای زخمای خودش مرهم زخمای مردم شده بود......چه دقیقه هایی که با حسرت بین آدمای خوشبخت گذشت........کی میتونه حالتو درک کنه کی میدونه که چقدر سخت گذشت