سلام بچه ها
اول بگم که مامانم از لحاظ بیرون رفتنم اوکیه فقط یکمی مذهبیه.
امروز یکی از دوستام از ترکیه برگشته بود ایران ، میخواستم برم ببینمش اما مامانم میگفت لازم نکرده اون از هیچ نظری بهت نمیخوره.. خودمم میدونم که خیلی باهاش فرق دارم اما وقتی بعد ۱ سال برگشته ایران و بهم گفته بیا زشته نرم .. گفتم مامان بزا این بار برم دیه باهاش نمیرم ، اونم هرکاری کردم قبول نکرد.
منم برای بار اول رو حرفم وایستادم و گفتم من میخوام برم کاری به تو ندارم، اونم گف نمیزارم، گفتم بخوام برم میرم کاری به تو ندارم و خلاصه انقد گریه کردم و مشت زدم به دیوار که خسته شدم واخر سرش از سر( لجبازی) گفتم میخوام برم و وقتی دستشویی بود در خونه رو باز کردم یواشکی از خونه زدم بیرون. حالا از وقتی اومدم خونه باهام حرف نمیزنه و همش گریه میکنه و دلش شکسته.. خودمم میدونم کارم خیلی بد و زشت بوده اما اگه میزاشت برم اینجوری نمیشد البته دیگ این کارو نمیکنم .
و خیلی خیلی به مامانم وابستم ...
حالا موندم به نظرتون ازش امشب عذر خواهی کنم یا بزارم بعدا . اگه راهی میدونین که میتونم آشتی کنم بگیم :(