من وقتی دبیرستان بودم از پدرم خیانت دیدم که به مادرم خیانت میکنه از اون روز فرد شکاکی شدم که به پسر شک داشتم با یکی دوست شدم که تو دوران دوستی بهم خیانت کرد شکاک بودنم تشدید پیدا کرد
الان با یکی عروسی کردم که حتی به نگاهاشم گیر میدم میگم کحارو نگاه کردی 😞خیلی گیر میدم به طفلی حسودی میکنم خودمو کم میبینم حس میکنم قراره بهم خیانت بشه هر لحظه منتظرم حس میکنم همه از من خوشتیپ تر و خوشگل ترن 😔چیکار کنم بنظرتون خیلی اذیت میشم
عمم از شوهرم۱۰ سال سنش بیشتره شوهرم گف موهای عمه ام بلنده ها من حسودیم شد😔در این حد وضعم خرابه