2777
2789
عنوان

من خیلی مرموزم؟

193 بازدید | 11 پست

شوهرم امروز بهم گفت 

من بعد هفت سال زندگی اصلا تورو نمیشناسم اصلا نمیتونم بفهمم تو دلت چی هست نسبت ب من چه حسی داری؟

اینم بگم ک من خیلی ادمه خشکیم و اصلا احساساتی نیستم رفتار تندی هم دارم ولی کم حرفم چیکار کنم یکم درست بشم؟

یک عدد اردیبهشتی جیگر😆😆

مامان پوریا:

وای بچه‌ها تازه فهمیدم چرا خواهرم انقدر تغییر کرده!😳

خواهرم با رژیم فستینگ دکتر کرمانی ۱۰ کیلو تو ۲ ماه کم کرد، منم وقتی دیدم چقدر حالش خوبه شروع کردم.

خودم هم خوابم بهتر شده، ولع غذا کمتر شده، انرژی‌م بالاتره، گفتم به شما هم بگم.


برید تو سایت دکتر کرمانی و شروع کنید.

نمیدونم  منم پرحرفم نمیتونم جلو دهنمو بگیرم

نه بسته ام به کس دل            نه کسته بس ده من بل              هرچی بیشتر به مردم نگاه میکنم و اونا رو میشناسم بیشتر درک میکنم که چرا خداوند به حضرت نوح گفت: اول حیوانات رو نجات بده!!  

سعی کن بیشتر لبخند بزنی

نقاشی بکس

یکم برقص تو خونه هرروز

گل پرورش بده و بهشون محبت کن

حداقل همسرتو سه چهار بار در روز بغل کن و تو چشماش با محبت نگاه کن

مردِ من چشمهایش لبریز از آرامش است...وقتی کنارم قدم میزند از هیچ چیز و هیچ کس ترسی ندارم...او معنای تمام و کمال واژه‌ی امنیت است...قول هایش قول است...تهِ چشمانش پاکی موج میزند...برای عاشقانه هایم مجنون است و برای بچگی کردن هایم پدر ...مردِ من مــــرد است و محکم...آنقدر محکم ک میتوانم با خیال راحت کنارش همان دختربچه‌ی ساده‌ باشم 

خودت جواب دادی!!

خشک نباش

احساستو نشون بده

ملایم باش

کمی بیشتر صحبت کن، البته فقط کمی! چون پرحرفی دیگران رو زده میکنه

تا خدا هست، به مخلوق دمی تکیه مکن. که خدا کوهِ ثبات است و بشر، عین نیاز .... هر کسی رو لایک میکنم براش صلوات میفرستم، اگر ناراحت میشید، بهم بگید که لایک نکنم🌹

من برای شوهرم همه کار کردم

همه منو ب خوش زبانی میشناختن 

همیشه خدا لبخند رو لبم بود اخرش چی شد

بمنم شوهرم گفت بی احساسی بهم گفت سردی

انقدر سوختم اون موقع جلو خانوادم گفت 

از اون روز ب بعد من انقدر بهش فک کردم که کجا کم گذاشتم که الان واقعا حس میکنم تبدیل شدم ب اون چیزی که شوهرم میگفت

عزیزم ممکنه حرفای شوهرت تورو ب این نتیجه برسونه ولی در حقیقت این نباشی

سعی کن بیشتر لبخند بزنی نقاشی بکس یکم برقص تو خونه هرروز گل پرورش بده و بهشون محبت کن حداقل همسر ...

همه ی اینکارا رو انجام میدم ولی خوشم نمیاد کسب رو بغل کنم شوهرم بیچاره خیلی منو بغل میکرد ولی از بس بهش پرخاش کردم الان دیگه میره اونور میخوابه دیگه بغل نمیکنه

یک عدد اردیبهشتی جیگر😆😆
همه ی اینکارا رو انجام میدم ولی خوشم نمیاد کسب رو بغل کنم شوهرم بیچاره خیلی منو بغل میکرد ولی از بس ...

چقدر بد

نوازشش کن حداقل

موها و ریشاشو

مردِ من چشمهایش لبریز از آرامش است...وقتی کنارم قدم میزند از هیچ چیز و هیچ کس ترسی ندارم...او معنای تمام و کمال واژه‌ی امنیت است...قول هایش قول است...تهِ چشمانش پاکی موج میزند...برای عاشقانه هایم مجنون است و برای بچگی کردن هایم پدر ...مردِ من مــــرد است و محکم...آنقدر محکم ک میتوانم با خیال راحت کنارش همان دختربچه‌ی ساده‌ باشم 
خودت جواب دادی!! خشک نباش احساستو نشون بده ملایم باش کمی بیشتر صحبت کن، البته فقط کمی! چون پرحرف ...

بزرگترین مشکلم اینه ک نمیتونم احساساتمو نشون بدم

یک عدد اردیبهشتی جیگر😆😆
بزرگترین مشکلم اینه ک نمیتونم احساساتمو نشون بدم

حالا اون سه تای دیگه رو برطرف کن، احساسات خودش فوران میکنه  

تا خدا هست، به مخلوق دمی تکیه مکن. که خدا کوهِ ثبات است و بشر، عین نیاز .... هر کسی رو لایک میکنم براش صلوات میفرستم، اگر ناراحت میشید، بهم بگید که لایک نکنم🌹
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز