خونه مامانت رفتنی که به مادرشوهرت بدون رودروایسی بگو
بگو کی مثل مادر ادم میشه من سزارینی ام مواظبت لازم دارم حموم رفتن دسشویی رفتن بلند شدن پاشدن
نمیخوام زحمتم بیوفته گردن کسی که بعدا حرف بشنومم خونه مامانم راحتترم
منم از الان گفتم بهشون
مادرشوهرم گفت همینجا باش گفتم میرم خونه مامانم خیلی راحتترم بی منت بی دردسر
خوب که شدم وقت هس برا اومدن
دیگه هیچی نگفت
شوهرمم راضی کردم انداختم گردن بچه گفتم من نمیتونم بچه به اون کوچیکی رو از اب و گل در بیارم مامانت هرچقدرم خوب بلاخره مادرشوهره همه کارای منو از عهده نمیگیره من با مامان خودم راحتترم