علاقه شدیدی به زبان داشتم اونم درنیومد با سهمیه رفتم معلمی همه مسخره میکنن چون تو سهمیو اذیت میکنن رو بحث سهمیه ها مجبور شدم داخل اون بزنم،ولی کلن احساس پوچی میکنم ،خیلی اذیت شدم رو اعتماد به نفسو اینا دبیری زیستم نیوردم واذیتم که ابتدایی هستم ،همه راه رفتم که به ازدواج نرسم،ولی متاسفانه مجبورم با یه توقع کم ازدواج کنم ،از همه طرف تو فشارم ،بنظرتون بمونم پشت کنکور یا ازدواج کنم؟بابامم نمیزاره خواستگار ببینم ،شما بودین چی میکردین؟
همه چیز درست میشه ؛ دقیقا ۳۲ ام همین ماه ساعت ۲۵ :) . ✓ بهتر است برگردیم به دوران جاهلیت اعراب و دخترانمان را زنده به گور کنیم ، دختران که خدای نکرده حق خندیدن و عاشق شدن را ندارند ... مالک اصلی بدن و روح آنها همان مردانی هستند که به اسم غیرت سر از تنشان جدا می کنند و دیگران آنها را تحسین میکنند ...کاش کسی بود که به مردها حالی میکرد تو چه پدر باشی چه شوهر ، صاحب هیچ کدام از اعضای بدن زن نیستی ، بجای او تصمیم نگیر ، بجای او فکر نکن ، بجای او حرف نزن ، بجای او زندگی نکن و چون زور بازوی بیشتری داری ،، نه عقل بیشتر!!، به او آسیب نزن ... ما همه انسانیم عهد بستیم که انسان باشیم... کاش آدمی را آدمیب بود . (غمگینم برای تمام دختران و زنان مظلوم دنیا 💔)