او
اون پسره هستا کوزگون پدرو اونو پدر اون دختره مو زرده گشته.وقتی بچه بود گم میشه میره
بعد سالها بزرگ شده اومده وارد اون خانواده بشه ک انتقام پدرشو بگیره...ولی میاد عاشق دختره میشه بعد وقتی ک با دختره دوس بوده میزنه پدر دختررو میکشع دختره از لج اون میره با یکی از دشمن کوزگون ازدواج میکنه ک بخواد از کوزگون انتقام بگیره $