2777
2789
عنوان

با من حرف بزنید

185 بازدید | 15 پست

خستم شوهرم شرکت زده برادرشم آورده من با برادرش بخاطر گذشته مخالفم الان همش میگم چرا اینکارو کرد بعدم همش به شوهرم گیر میدم  شوهرم میگه به موبایلم دست نزن خصوصیه رفته زیر پست منشیش نوشته وری نایس. بعدم گفت من دوستت دارم سخت دراشتباهی زندگیمو ول کردم به بچم رسیدگی نمیکنم همش شوهرم و سوال پیچ میکنم همش فکر میکنم دروغ میگه خستم از خودم میگم به توچه . چرا اینقد خودتو اذیت میکنی . اصلا ذوق ندارم شوهرم میگه دارم پول در میارم چرا الکی به همه چی سو ظن داری آخه یکی به من دیونه نمیگه هیچ کس به تو حق نمیده درکت نمیکنه چرا اینقد حرف میزنی . بیشتر جاها هم حق با منه ولی هیچ کس بهم توجه نمیکنه تازه آخر کارم آدم بد میشم چکار کنم ؟کاشکی بی  خیال میشدم کاشکی .

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

چرا پیش روانشناس نمیری خیلی کمکت میکنه

منم مشکل شمارو داشتم خیییلی حالم بد بود بی انگیزه بودم و افسردگی گرفته بودم بخدا فقط یه جلسه رفتم پیش روانپزشک اینقدر حالم بهتر شد که حتی دارو هامم نخوردم

هرچه عاشق زارتر معشوق از او بیزارتر    

ببین الان توی سایت همه میان بدتر آتیش توی زندگیت میندازن

شوهرت واقعا خطایی نکرده ولی طوری باهات حرف میزنن حالت بدتر بشه....به اینا اعتنا نکن 

هرچه عاشق زارتر معشوق از او بیزارتر    
شوهرم همش میگه خودت باید بخوای تغییر کنی

با شوهرت کاری ندارم من

هرررآدم خوبی هم یه سری ایراد داره مگه خود شما ایراد نداری؟

حرف من چیز دیگه ای

من با تمام وجودم حرفهای شمارو درک میکنم من بعد از ماه ها اذیت و ازار خودم و همسر و بچم بالاخره رفتم پیش روانپزشک و حرفاش کلااااا آرومم کرد.

خداخیرش بده انشالله

هرچه عاشق زارتر معشوق از او بیزارتر    
خوب شدی ؟الان شادی

این ماجراها برای سه سال پیشه

بیشتر از یک سال بود داشتم از درون خودمو نابود میکردم...

اخلاق شوهرم طوریه همش سعی میکرد با حرفاش آرومم کنه ولی من باورش نداشتم احساس میکردم داره یه کارایی میکنه میخواد ماست مالی کنه...

وقکی به این چیزا فکر میکردم یا با همسرم دعوا میکردم تپش شدید قلب داشتم دستام و پاهام یخ یخ میشدن لرزش دست میگرفتم😑

آخرش تصمیممو گرفتم و رفتم پیش روانپزشک یک ساعت باهاش صحبت کردم و یه سری دارو برام نوشت

حتی یه وعده دارو هم نخوردم ولی حالم صددرصد خوب شد.

با انگیزه و پر انرژی و شاد شدم

هرچه عاشق زارتر معشوق از او بیزارتر    
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2844

جدیدترین تاپیک های 2 روز گذشته

🚫

aphrodite34 | -2 ثانیه پیش
2834
2835
پربازدیدترین تاپیک های امروز
2108
داغ ترین های تاپیک های امروز