خستم شوهرم شرکت زده برادرشم آورده من با برادرش بخاطر گذشته مخالفم الان همش میگم چرا اینکارو کرد بعدم همش به شوهرم گیر میدم شوهرم میگه به موبایلم دست نزن خصوصیه . همش خوابم میاد زندگیمو ول کردم به بچم رسیدگی نمیکنم همش شوهرم و سوال پیچ میکنم همش فکر میکنم دروغ میگه خستم از خودم میگم به توچه . چرا اینقد خودتو اذیت میکنی . اصلا ذوق ندارم شوهرم میگه دارم پول در میارم چرا الکی به همه چی سو ظن داری آخه یکی به من دیونه نمیگه هیچ کس به تو حق نمیده درکت نمیکنه چرا اینقد حرف میزنی . بیشتر حالاهم حق با منه ولی هیچ کس بهم توجه نمیکنه تازه آخر کارم آدم بد میشم چکار کنم ؟کاشکی بی خیال میشدم کاشکی