خواهرم ۲ساله جداشده بگذریم باچ وضعی واین ۳سال دیگه حتی فامیل نزدیکم نگامون نمیکنه عنقداین شوهرش سرکارگذاشتش وگندزداینم
مامانم سرطان گرفته😢چن وقتیه میادتهران ومیره خیلی اذیتش میکنه بازم باشوهره درارتباطه اون زن گرفته زنشم حامله س چن وقت پیش شکایت اینوکرده بود که باشوهرم صحبت میکنه تلفنی اون زنگ میزنه بابچه حرف میزنه دختر۵سالشه بماندچ آبروریزی داریم ما... چن روزه ازخواب بلندمیشه هرچی ازدهنش درمیادبه مامانم ومن میگه لمروزمنم جوابشودادم زده بیرون از صب خونه نیومده ازبخت بدم خونه منن وگرنه ازوسط دونصفش میکردم باردارم هستم دم به دقیقه فشارم میوفته اصلامراعات نمیکنه