ای کاش بچه بودم که اگه دلمو میشکوندن با یه بوسه همه چی یادم می رفت.....
هیچ وقت بزرگ نشدیم. فقط بچگیمان را از دست دادیم !بچه که بودیم همه چشمان خیس ما را میدیدند و حالا که بزرگ شدهایم، هیچکس نمیبیند. نه اینکه اشک نریزیم، بچه که بودیم نمیترسیدیم از اینکه در جمع اشک بریزیم. حالا در خلوت خودمان و پنهانی اشک میریزیم. در آن دوران آرزوهای بزرگ بزرگمان چیزیهای کوچکی بود که میتوانستیم به آنها زود دست پیدا کنیم اما در بزرگسالی کوچکترین آرزوهایمان آنقدر بزرگ است که برای به دست آوردنش باید سالها تلاش کنیم. در دوران کودکی دلمان به سادگی نمیشکست. بزرگ شدهایم و دلمان خیلی زود از اطرافیانمان میشکند. در بچگی دلخوریها زود فراموش میشد، قهرها فقط یک ساعت طول میکشید. حالا حتی دلخوریهای کوچک گاه به کینه تبدیل میشود. قهرها سالهای سال طول میکشد و گاهی تا آخر عمر آشتی نمیکنیم. بچه که بودیم یک تکه نخ رنگی هم میتوانست سرگرممان کند. حالا هزاران هزار کلاف سر در گم در زندگی داریم که هیچکدام هم نمیتواند لحظهای ذهنمان را گرم کند. بچه که بودیم همه را دوست داشتیم. چند تا؟ بزرگترین عددی که میشناختیم را میگفتیم. همه را ده تا دوست داشتیم. حالا؟ دوست داشتنهایمان انتخابی و سخت شده است. آنقدر که بعضیها را یکی هم دوست نداریم. در بچگی قضاوت نمیکردیم. حالا که بزرگ شدهایم رفتارهای دیگران را، خوب و بد قضاوت میکنیم. گاهی رفتارهای دیگران را پیشداوری میکنیم و از کوچکترین حرفمان صدها منظور داریم و از کوچکترین حرف دیگران هزار منظور برداشت میکنیم. و از همه اینها عجیبتر اینکه بچه که بودیم، آرزو داشتیم بزرگ شویم و حالا که بزرگ شدهایم، دلمان میخواهد به دوران بچگی برگردیم. هر روز برای دوران بچگیها که پر از عشق بود و شور و نشاط و سرزندگی حسرت میخوریم
جالب ترین خصوصیت بشر تناقض است! به شدت عجله داریم بزرگ شویم، و بعد دل مان برای کودکی از دست رفته ما ...
کودکها را دیدهاید؟ به خندههایشان خیره شدهاید؟ چنان به خاطر یک حرف ساده و اتفاق پیش پاافتاده از ته دل میخندند که گویا خندهدارترین حرف دنیا و اتفاق دنیا را دیده و شنیدهاند. به بزرگترین شیطنتهای یواشکیشان دقت کردهاید؟ یک مداد دست گرفتن و یک گوشه قایم شدن و نقاشی کشیدن روی دیوار! به دلخوریهایشان توجه کردهاید؟ در اوج دلخوری با یک نوازش و یک دوستت دارم کوچولو، شما را میبخشند و از آن به بعد واقعاً از ته دل همهچیز را فراموش میکنند. کودکی با همه غفلتها و سادگیهایش، دنیایی عجیب دوستداشتنی و رشک برانگیز است.
سلـــام و صد سلاااام و هزار سلام و همینجور سلام 😂😂
یاد دوران گذشته کردید؟پس اون معشوقه در دووووور دست چی میگه؟؟؟؟
صدری اوستا:تو دفنه هستی؟..دفنه:بله دفنه،اسم یه درخت...صدری اوستا:بله اسم یه درخته،اما چه درختی،ببین یه داستانی هست،آپلو بین دخترای خوشگل عاشق دفنه میشه،خیلی اونو دوست داشت اما دفنه یهو غیب میشه،آپلو میگرده و میگرده اما پیداش نمیکنه،بعدش نگاه میکنه به دفنه،یعنی همون درخت دفنه و بعد از اون به عشق دفنه حیاطش رو از درخت دفنه پر کرده...دفنه:من الآن دفنه ی آپلو شدم؟... صدریاوستا:نه،تو دفنه ی عُمرمیشی
صدری اوستا:تو دفنه هستی؟..دفنه:بله دفنه،اسم یه درخت...صدری اوستا:بله اسم یه درخته،اما چه درختی،ببین یه داستانی هست،آپلو بین دخترای خوشگل عاشق دفنه میشه،خیلی اونو دوست داشت اما دفنه یهو غیب میشه،آپلو میگرده و میگرده اما پیداش نمیکنه،بعدش نگاه میکنه به دفنه،یعنی همون درخت دفنه و بعد از اون به عشق دفنه حیاطش رو از درخت دفنه پر کرده...دفنه:من الآن دفنه ی آپلو شدم؟... صدریاوستا:نه،تو دفنه ی عُمرمیشی
الحمدالله همه چی عااالی.... خوبیم به خوبی شما.... نامرد کجایی؟ کم پیدایید؟
یهو میام که قلب همه از شادی وایسه سکته کنن و خدا رحمتشـــان کند😆😆😆خخخخ شوخی کردم خدا نکنه..زنده باشین همگی..خداسایه همتونو رو سر من و این سایت نگه داره...آررری نایاب شدم...دیگه باید تو آسمونا دنبالم بگردید..برای برگشتنم کلی دعا کنید بلکه مستجاب شه روی ماه کاربریمو ببینید 😌😌😌😌😌😌😌😌😌😌😌😌😌😌😌
صدری اوستا:تو دفنه هستی؟..دفنه:بله دفنه،اسم یه درخت...صدری اوستا:بله اسم یه درخته،اما چه درختی،ببین یه داستانی هست،آپلو بین دخترای خوشگل عاشق دفنه میشه،خیلی اونو دوست داشت اما دفنه یهو غیب میشه،آپلو میگرده و میگرده اما پیداش نمیکنه،بعدش نگاه میکنه به دفنه،یعنی همون درخت دفنه و بعد از اون به عشق دفنه حیاطش رو از درخت دفنه پر کرده...دفنه:من الآن دفنه ی آپلو شدم؟... صدریاوستا:نه،تو دفنه ی عُمرمیشی