ماهم اول ازدواجمون مثل خیلی از جوونها هیچی نداشتیم اما خب با مدیریت من وزحمات شوهرم صاحب همه چیز شدیم اما هرچه روبه جلو میریم رفتارش باهام گستاخانه تر میشه یجورایی غرور میگیرتش نه تنها به خاطر وضع مالیش بلکه خیلی شرایط عوض شد اما همه میدونستن که من خیلی کمکش کردم اما حالا رفتارهاش آزارم میده یه جورایی از بالا بهم نگاه میکنه میترسم مثل باباش بشه اونم اونقدر مغرور شد که نعوذبالله خدا رو بنده نیست .
زیاد باهاش حرف زدم اما همش میگه تو اشتباه میکنی