من هیچی تو زندگیم کم نداشتم
حتی محبت
با خونواده جدیدمم درارتباطم
همین امروز صبح بهشون سر زدم
رفتار درستی باهام ندارن ولی خب خونوادمن فکر میکردم ازشون متنفرم ولی امروز وقتی خودمو تو خونشون دیدم فهمیدم چقدر دوستشون دارم
همون آرامشی که تو بغل مامان بابام میگیرمو اونجا هم میگیرم
توهینی که تو اون تاپیک شد به کنار
تو همین تاپیک هم خانمی اومده گفته تو که داری اینو میگی خلع داری برو پیش دکتر
و یه جوری حرف زده که انگار من کمبود محبت داشتم
این چیزا روح آدما رو آزرده میکنه و قلبشونو میشکونه
من بچه بودم بابام نمیذاشت زیاد برم خونه مادربزرگم
چون یکی از خاله هام باهام بدرفتاری میکرد و چشم دیدن منو نداشت
اینو گفتم که بگم خونوادم کاملاً به فکر سلامت روح من بودن