میبینی؟
این قطره های بی شمار باران که به خیابانها ریخته اند همان ملتی هستند که برای امنیتشان تا صبح پلکهایت را روی هم نمی گذاشتی.همانها که برای حفظ غرورشان ترکشها بر تنت نشست. آمده اند به دنیا بگویند مظلومانه کشته شدن، مقطع الاعضا شدن و آتش و کبودی و سوختن در تاریخ آزادگی تازگی ندارد و این رسم ستاره های جوانمردی ست.
تو که دعایت شهادت بود و کلامت شهادت...تو که به زینب گفته بودی دعا کند مثل شهید مغنیه شهادتت را بگیری...دیدی به آرزویت رسیدی؟ این ماییم که در فراغت چون کودکان پدرمرده می گرییم.
حاج قاسم مهربان...سپاس برای دفاع مردانه ات
دنیای عاشقان فراموش نمیکند از جانت دست کشیدی تا دامن هیچ زنی به دست خونخواران بی مروت...پاره نشود
سپاس برای دفاعت...سپاس برای دفاعت❤
اگر چه تو رفتی ولی به ما آموختی سربازانی چون تو پرورش دهیم که تا پای جان برای آزادگی و مردانگی مقاومت کنند
ایستاده ایم چون تو...و کابوس خواهیم شد چون تو
جایی خوانده ام "وقتی که سگها و کفتارها شادمان اند بدان که شیری مرده است"
ولی انتقامی خواهیم گرفت که خنده بر لبهای شغالها بخشکد...
(دلنوشته برای سردار عزیزم)