نامزدم توی سمینار دانشجویی تویه یه شهرستان اسخنرانی داره...از عید درگیرش مثلا 1 ماهه دیگه جشن عقدمونه....به خاطر این سمینار لعنتی به اندازه کافی قرارامون کنسل شده.دیروز بهش می گم منم میام دوست دارم تو همایش باشم...میگه نه!!!اونجا همکارام هستن نمی شه ،سرم شلوغه معلوم نیست بتونم برت گردونم تهران...خودت باید بیای و از این حرفا..... آخر شب دیده من ناراحتم انگار نه انگار میگه دیگه داری خستم می کنیا...نذار اول زندگی رو دنده لج بیفتم.....تهدیدم کرد خیلی دلم شکست....به جای اینکه دوست داشته باشه برم میگه نیا تازه یه مقاله هم توی اون سمینار مال منه میگه خودم مدرکشو برات می گیرم
من یقین دارم قدرتی شکست ناپذیر از من و هر آنچه که دوست دارم حمایت میکند و همه خواسته های درست دلم را از راهی عالی براورده میکند،پس من از هرگونه فشار و تنش رها میباشم و با احساس رضایت و شادمانی زندگی میکنم زیرا "همه چیز بدست اوست
من یقین دارم قدرتی شکست ناپذیر از من و هر آنچه که دوست دارم حمایت میکند و همه خواسته های درست دلم را از راهی عالی براورده میکند،پس من از هرگونه فشار و تنش رها میباشم و با احساس رضایت و شادمانی زندگی میکنم زیرا "همه چیز بدست اوست
آخی خیلی خیلی ناراحت بودم دعوای اول همش کوتاه اومد ولی دوباره دیشب که کشش دادم اونم خیلی عصبانی شد...تا حالا این جوری باهام حرف نزده بود....چی کار کنم 2 هفته دیگه عقدمون ایشالله...می ترسم بهم سرد شده باشه چون اکثرا اون کوتاه میاد...البته کارای این چند روزش خیلی ناراحتم کرده.......
من یقین دارم قدرتی شکست ناپذیر از من و هر آنچه که دوست دارم حمایت میکند و همه خواسته های درست دلم را از راهی عالی براورده میکند،پس من از هرگونه فشار و تنش رها میباشم و با احساس رضایت و شادمانی زندگی میکنم زیرا "همه چیز بدست اوست
من یقین دارم قدرتی شکست ناپذیر از من و هر آنچه که دوست دارم حمایت میکند و همه خواسته های درست دلم را از راهی عالی براورده میکند،پس من از هرگونه فشار و تنش رها میباشم و با احساس رضایت و شادمانی زندگی میکنم زیرا "همه چیز بدست اوست
من یقین دارم قدرتی شکست ناپذیر از من و هر آنچه که دوست دارم حمایت میکند و همه خواسته های درست دلم را از راهی عالی براورده میکند،پس من از هرگونه فشار و تنش رها میباشم و با احساس رضایت و شادمانی زندگی میکنم زیرا "همه چیز بدست اوست
من یقین دارم قدرتی شکست ناپذیر از من و هر آنچه که دوست دارم حمایت میکند و همه خواسته های درست دلم را از راهی عالی براورده میکند،پس من از هرگونه فشار و تنش رها میباشم و با احساس رضایت و شادمانی زندگی میکنم زیرا "همه چیز بدست اوست
سلام تارا جان ببخشیدا اما من فکر میکنم شما مقصر هستی دختر خوب توی این شرایط شما باید کنار شوهرت باشی اینکه3یا4ماه که دنبال سمیناره بعدا توی زندگی گاهی اوقات شاید ماه ها باشه که شرایط بدتراز این بشه وخیلی مشغول کارش بشه
من از خانواده ام دورم یه شهر دیگه زندگی میکنم الان1سال که کارهمسرم انقدر زیاد شده که گاهی تاساعت12یا1 سرکاره و خیلی از مناسبتها رو هم فراموش کرد و اصلا نمیتونیم باهم بریم بیرون با اینکه من همش توی خونه تنهام و گاهی گریه هم میکنم اما وقتی شوشو میاد فقط بهش میرسم و ارومش میکنم
نمیگم همیشه کوتاه بیا اما گاهی اوقات باید محکم باشی و حامی همسرت تازه هیچ وقت نذار اینجوری دعوا کنید و رویتون به هم بازشه وگرنه زندگی خیلی براتون سخت میشه
خدا جونم کمکم کن از امروز محکم و استوار باشم.خداوندا بهم صبر عطا کن تا عدالتت را نظاره گر باشم و نیرویی عطا کن که همیشه در راه حق قدم بر دارم . امین