2777
2789
عنوان

هر کی داستان جن داره بیاد تو

| مشاهده متن کامل بحث + 235 بازدید | 24 پست
می نوشت هم باز یه عده می اومدن می ریختن سرش کلا خود درگیری دارن یه عده😐

میدونم . دقیقا طرف اسم تاپیکش معلومه ترسناکه میان بعد میگن وای حامله ام تنهام میترسم 

یا زده فلان غذا رو پختم نظر بدین یارو میاد میگه من حامله بودم 

حداقل از اسم تاپیک گاهی میشه به این نتیجه رسید بدردمون میخوره یا نه

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

من یه عمو داشتم که یه خونه خیلی سنگین داشتن پره جن

خواهر منم عروس این خانواده بوده.

دستشویی و حموم خونشون طبقه بالا خونشون بوده.یه روز خواهرم داشته سفره ناهار رو پهن میکرده که یهو برادر شوهرش میاد تو اون ساعت برادر شوهرش باید سر کار میبوده.خواهرم بهش سلام میکنه ولی اون جواب نمیده بعد برادر شوهرش پا میشه میره بالا...

زن عموم از آشپزخونه میاد خواهرم بهش میگه صبر کن احسان از دسشویی بیاد بیرون بعدناهار بخوریم .زن عموم جا میخوره میگه احسان کجا بود؟بعد پا میشه میره بالا

میاد میگه ای وای جن بوده.از بس اونا تو اون خونه جن دیده بودن براشون عادی بوده.خواهرم داشته سکته میکرده از ترس

صعود به گروه نارنجی .قد 150.وزن اولیه 72،وزن فعلی 68.850.وزن هدف 55.خدا رو شکر
یعنی حتما باید تذکر بشنون 😂😂 دیگه نوشته داستان جن یعنی اگه بیان که خیلی سوتیه 😂

بخدا میان طرف زده درباره قتل نمیکدونم کی ( درباره قتل یک بچه بود) 

بعد تاپیک دیدم کا اینجا زن حامله هست چرا همچین تاپیکهایی میزنن . خو زنه حامله عزیز نرو نخون . نی نی سایت که حقوق بهمون نمیده 

من قبلا خیلی برام پیش میومد تا اینکه یه مدت ولم کرد و چون اتاقم یه پنجره داره رو به حیاط تو پاییز بود یه گربه میومد جلوی پنجره هی میو میو بلند و غیر عادی میکرد بعد به مامانم میگفتم تو نمیشنوی میگف ن ولی من میشنیدم انقدرم میترسیدم بعدش هی قران میخوندم ولی دیدم ۴ روز مدام میومد جلوی پنجره یه حس سنگینی تو اتاقم داشتم ولی بعدش گفتم هر کی هستی هر گوهی میخوای بخوری بخور من ازت نمیترسم بعدش شدش ک هر شب با خدا درد و دل میکنم ‌و اون گربه هم دیگ رفت و نیومد .. البته قبلا خیلی برام پیش میومدا فرض کن داشتم میرفتم دستشویی داشتم میومدم طرف در خونه ک دیدم بالا پشت بوم یه ادم شکل ک فقط سیاهیه وایستاده ور ور داشتم نگاش میکردم ک همین ک مامانم اومد حیاط محو شد یا یه سری خوابا میدیدم انقدری ک داد میزدم یه طرف بدنم بدون لمس میشد همین ک خانواده میپرسیدن چی خواب دیدی انگار ذهنم پاک میشد یا اینکه سر شارژرمو داشتم میگشتم تو اتاق اصلا رو پریز نبود انقدر اعصابم خورد شد مامانم اومد اتاقمو بگرده گفت اینه ها تو پریزه 😐حالا هی من قسم خوردم اونجا نبود .. در کل بهتره به جن و اینا فکر نکنین فکر کنین میاد سمتتون 

یه بارم برای خودم پیش اومده 

یه بار رفته بودم خونه خالم اونا تازه اسباب کشی کرده بودن من و دختر خالم رفتیم یه راست تو اتاق خوابش من گوشیم رو گذاشتم رو میزش و با هم دراز کشیدیم و حرف زدیم هیچ کس تو خونه نبود بعد من گفتم بذار از تو گوشیم یه چیز نشونت بدم همین که بلند شدم گوشیم نبود 

آقا ما کل خونه رو گشتیم جالب این بود با گوشی دختر خالم زنگ زدم به خطم یکی گوشی رو جواب میداد و صدای خر خر میومد.من دیگه گفتم گوشیم رو تو راه گم کردم.یهو خالم اومد گفت چی شده ما هم گفتیم اینجوریه

گفت بذار با گوشی خودم بزنگم یهو صدای گوشیم از اتاق تهی دراومد.وااااای اصلا اون اتاق لامپ نداشت

خیلی وحشتناک بود

صعود به گروه نارنجی .قد 150.وزن اولیه 72،وزن فعلی 68.850.وزن هدف 55.خدا رو شکر

سی سال پیش خالم یه خونه قدیمی داشته که چند نفر اونجا مرده بودن یه شب داشته تو حیاط ظرف میشسته که چند ساعت طول میکشه میگفت همش یه حس داشتم که انگار یکی داشته منو نگاه میکرده کارش که تموم میشه یه آب میزنه به صورتش و بالا رو نگاه میکنه میبینه یه موجود عجیب نه شبیه انسان نه سگ بین این دو تا داره بهش نگاه میکنه خالم کپ میکنه فقط چشماش رو میبنده میگه بسمه اله.

چشماش رو باز میکنه میبینه او موجود رفته

صعود به گروه نارنجی .قد 150.وزن اولیه 72،وزن فعلی 68.850.وزن هدف 55.خدا رو شکر
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز