انقدر مامانش بدتو گفته بچه هم میشنوه و رفتارش عوض میشه دختر جاریم ۱۱ سالشه ولی یه عقربیه مامانشم از ...
ولی واقعا بدترین اتفاقی که اون مدت که خونمون اونجا بود افتار روزی بود کا ساعت یک و خردی دخترش اومد بالا کلی اصرار کرد که بزارم دخترمو ببره پایین،منم گفتم ببرش ولی زود بیارش،همین که رفتن یهو صدای داد جاریم اومد و بعدش دخترش که بدو بدو از پله ها اومد بالا و دخترمو بهم داد،گفتم مامانت چش بود،گفت میگه میخوام بخوابم چرا میاریش،اینقدر دلم شکست،گفتم میتونست یواش بگه دیگه چرا داد زد که منم بشنوم،حالا دختر خودش دم به دیقه دو سه ظهر و سر صبح و شب و وقت و بی وقت خونمون بود کلا اعصابی و استرسیم کرده بودا
بگو که نیستی فقط خدای جانمازها❤بگو که چاره سازی و خدای چاره سازها❤بگو که نیستی فقط خدای در سجودها❤تو در قیام سروها،تو در خروش رودها❤تو در هوای باغ ها،میان شاه توت ها❤تو بر لب قنات ها،تو در دل قنوت ها❤خدای من،چه بی خبر قدم زدم کنار تو❤رفیق من،چه دیر آمدم سر قرار تو❤قرار من،قرار لحظه های بی قرار من❤خدای من،یگانه ی همیشه در کنار من❤❤
خداااااااروشکررررررررر با فداکاری و از جان گذشتگی مادرشوهرم نه
ولی خدا به داد مادرشوهرم برسه
بگو که نیستی فقط خدای جانمازها❤بگو که چاره سازی و خدای چاره سازها❤بگو که نیستی فقط خدای در سجودها❤تو در قیام سروها،تو در خروش رودها❤تو در هوای باغ ها،میان شاه توت ها❤تو بر لب قنات ها،تو در دل قنوت ها❤خدای من،چه بی خبر قدم زدم کنار تو❤رفیق من،چه دیر آمدم سر قرار تو❤قرار من،قرار لحظه های بی قرار من❤خدای من،یگانه ی همیشه در کنار من❤❤