چند روز پیش خونه مادرشوهرم بودیم من باردارم و مامانم سیسمونی بچمو گرفته از همه چی بهترین هاش و بهترین مارک ، اسباب بازی چون الان سرش نمیشه فقط عروسک و تشک بازی و جغجغه و اسباب بازیهای دندونی چیزای که به درد نوزاد میخوره گرفتیم دیگه لوگو و حلقه هوش و اینا نگرفتم چون گفتم سرش نمیشه هر وقت بزرگ شد میگیرم براش ، حالا خواهر شوهرم اون روز میگفت برو نمایشگاه حجاب اسباب بازی بگیر گفتم مامانم هر چی لازم داشته گرفته شوهرم به خواهرش گفت منظورش از اسباب بازی چیاست دگفتم من برای سیسمونی لوازم آشپزخونه و لوگو اینا خریدیم علاوه بر جغجغه من احساس کردم منظورش اینه من کم گذاشتم و خریدهای مامانمو خواسته بی ارج کنه فقط گفتم لوگو که الان سرش نمیشه هر وقت سرش شد براش میگیرم هیچی نگفت حالا دیروز به شوهرم زنگ زده زنت حلقه هوش نگرفته میخوام برای بچه بخرم بهم برخورد که داره خریدای مامانمو بی ارج میکنه به شوهرم گفتم بهش بگه مامان من اتاقشو پر کرده جا چیزی نداریم شوهرم که فکر میکنه خواهرش از محبت ابنکارو میکنه گفت خب از محبتش میگیره زشته من بگم نگیر که ، هیچی نگفت ولی دوست دارم دبدمش بهش عین خودش تیکه بندازم که بفهمه ناراحت شدم و کارش قشنگ نیست تو سییسمونی مامانم کنکاش میکنه و کارای مامانمو نزد شوهرم بی ارج میکنه ولی نمیدونم چطوری و چی بگم که محترمانه عین خودش تیکه آمو بندازم برم
غلط کرده،والا مرد میکاره،خانواده زن باید دختر بدن جهاز بدن،سیسمونی بچه پسر مردمم بدن،سیسمونی لطفه حتی جهاز،وظیفه نیس،بگو من به خانوادم گفتم شما وظیفه ندارید سیسمونی بگیرید و نمیخواستم اصلا تو زحمت بیفتن اما بیش از نیازمون خرید کردن،خانوادم لطف کردن وظیفه نداشتن،یا بگو پولشو داده بودی الان کسریه دنبالشی؟