ول کن بابا حوصله جاری ماری داری
فکر نکنی جاریای خودم گل و بلبلنا،یکیش خدای پزه،چقدر از خونم ایراد گرفت و به اون یکی جاریم گفته بود،میگفت گفته فرشاش به درد نمیخوره،سینی چاییش فلان بود خودش اینقدر یواش یواش کار میکرد و فلان،داشت در مورد دخترخواهرش حرف میزد میگفت ۱۵ جفت کفش داره بعد برگشته به من میگه دفعه بعد یه جفتشو میارم دخترت بپوشه😐😐😐😐ما هم وضعمون خوبه نمیدونم فازش چیه اصلا،اینقدرم قر و غمزه میاد،اون دو تا هم تعریفی ندارن ولی کلا جاری رو از زندگیم حذف کردم،هیچ اهمیتی نمیدم چی میگن و چیکار میکنن،خودم و اعصابم مهم تریم😊