گف از خونم برو
اورد برسونم خونه بابام گفتم گوشیم جا موند خونه
رفتم خونه سند خونه و ماشینشو برداشتم
بعدش رف شکایت تمکین کرد
من ماشینو و خونه توقیف کردم
جلو حسابا حقوقیشو بستم
نفقه داره میده
مهریه هم قاضی طرفم بود
بعدش گف تو رو خدا بس کن غلط کردم
گفتم گمشو ب عاشقیت برس الان من دیگ نمیخوامت