تحمل نداری همسرت زن بگیره عزیزم اینو دوست داری که همزمان با شما یکی رو وارد زندگیت کنه هرروز با اون باشه چشمام خودت بخوای با یه تنفر زیاد و خراب شدن روحیت و افسردگی شدید ازش جدا بشی اونوقت دیگه آینده ای نداری چون داغونم الان شاید سخت باشه جدای اما قابل قبوله اون موقع چی فقط یه نفرت از خودت اون و آدمهای دیگه برات میمونه موقعیت های از دست رفته ای که ای کاش میکنی بر میگشتی عقب به جای رسیدن به داد یک ازدواج اشتباه به داد خودت میرسیدی پس چرا بزاری آینده بگی ای کاش الان دست به کار بشو برای زندگیت مسیری رو مشخص کن اون آقا چه بخوای چه نخوای از شما جدا میشه اگر هم نشه ازدواج میکنه اونطوری عذابتون میده شماهم هیچ کاری از دستت برنمیآید حرف بزنی میگه خب جدا بشو من که مارین ندارم چرا خودتو خورد میکنی چرا حق یه آینده بهتر رو از خودت میگیری به عشق کی به یاد کی کسی که شما رو وسط راه ول کرد چرا شما زندگیت رو برای همچین آدمی خراب میکنی
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
شما میتونید بری دادگاه بگی من با دادخواست شما برگشتم به خونه ام تلاشم رو کردم اما ایشون مدام از من جدای میخوام علارقم تلاش های من برای بهتر شدن رابطه احتمالا از تون مدرک بخوان سعی کنید وقتی همسرتون بهتون اینا رو میگه صداش رو ضبط کنید شاید برای دادگاه مدرک کامل و موصخی نباشه اما بد هم نیست حداقل دیگه عذابتون نمیدن کار رو یکسره میکنن میدونید دلیل خواستن و برگشتنتون به خونه چی بوده عذابی که شما به ایشون دادید رو اینطوری تلافی میکنن قطعا شما بی گناهی اما از نظر ایشون نه
بشین باهاش صحبت کن بگو ببین عزیزم من زندگیم و شما رو دوست دارم نمیخواستم از دست بدمتون اما دیدم جنگیدن برات و عشق یک طرفه من وقتی تو حاظر به سازش نیستی بیفایده است الآنم میبینم حق با توئه تصمیمم رو گرفتم سخت بود اما باهاش کنار اومدم نظر من نظر تو هست اگه جدای مد نظرته تا فردا بریم تمومش کنیم هر کدوم راه خودمون رو بریم چه بسا بعدش هر جفتمون خوشبخت شدیم اما نه اگر تونستی دلت رو با من صاف کنی منم دلم رو صاف کردم باهات درسته با وجودتمام اون مشکلات سخته صاف کردن دلت اما بخشیدن رو خدا گذاشته برای اینجور وقتها اگه مرد ادامه مسیری بسم الله هم من تغییر میکنم هم شما ولی دیگه اگه گفتی یا علی حرفی از کم آوردن و جدای و ووووو نداشته باشیم ببین باشیم خودت هم جمع ببند ببین چی میگه بعد تصمیم بگیر چکار کنی
ببین میدونی چرا تکلیفش مشخص نیست یک راهی رفته مونده توش اگه برگرده خیلی چیزا خراب شده اگه بره میترسه نکنه اشتباه کرده و بعد ها پشیمون بشه از این رو شما رو تو آب نمک خوابونده مدام میگه طلاق که شما امادگیش رو داشته باشی که ممکنه طلاقت بده اگر حالش خوب شد و تونست باهات مچ بشه خب میگه غلط کردم زن شیرینم شما هم میگی باشه زندگی و وسلام ولی اگه نتونست و دلش پیش کس دیگه ای گیر کرد و اینا میگه من گفته بودم طلاق میخوام خداحافظ
پس راه دوم رو انتخاب کرده نتونسته با شما کنار بیاد اما اینکه میگید گفته نرو دلیلش همینه درسته این کار رو کرده اما شک داره درست انتخاب کرده مسیر رو یا نه بره واقعا براش خوبه یا بمونه الان حرفهای شیرین شما میتونه راه رو براش مشخص کنه اگه صاف شده باشه دلش با وجود داداخواست میمونه وگرنه میره زور زدن توهم بی فایده است