2777
2789
عنوان

مشورت

39 بازدید | 5 پست

سلام دوستان 

من در یه ساختمان با خانواده شوهرم زندگی میکنم

و شوهرمم شدیدا عاشق خانوادشه و بهشون وابستس و این مسله حال منو به هم میزنه

روز جمعه بهش گفتم دوس دارم بریم یه جایی.که یکم من ارامش پیدا کنم خلوت کنیم و تنوع توو....رابطه جنسی

اونم تایید کرد

و  گفت صبر کن به اقا جون اینا هم بگم حاضر شن موندن خونه حوصلشون سر رفته

منم گفتم من نمیخوام با اونا برم حوصله غر غر های مامانتو ندارم دوس دارم کمی ارامش داشته باشم اونم گفت اگه با اونا نمیری کلا نمیریم پس.

و نرفتیم .

من چارم چیه؟

تعداد رای : 2
نظرسنجی
شما جای من باشین با یه شوهر وابسته چیکار میکنیت
1
50%
؟
1
50%

۱۵ سال عینک می‌زدم، صبح‌ها دنبال عینک می‌گشتم، تو مهمونی‌ها نگران خط عینک بودم و آرایش چشمم درست درنمی‌اومد… 🥺

واقعاً خسته شده بودم! 😩💔

تا اینکه پیش دکتر کیوان رضایی تو بیمارستان نور لیزیک کردم 💕

عملش انقدر ساده و راحت بود که خودم تعجب کردم! فقط چند دقیقه طول کشید و اصلاً درد نداشت 😍

الان بعد از ۱۵ سال، بدون عینک بیدار می‌شم، راحت آرایش می‌کنم، با بچه‌ها بازی می‌کنم و تو هر عکسی احساس زیبایی و آزادی می‌کنم ✨💖

واقعاً بهترین تصمیم زندگیم بود.

گفتم اگر کسی عینکی هست و دنبال دکتر میگرده از اینجا میتونه باهاشون مشاوره بگیره

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2827
2791
2779
2792