سلام دوستان
من در یه ساختمان با خانواده شوهرم زندگی میکنم
و شوهرمم شدیدا عاشق خانوادشه و بهشون وابستس و این مسله حال منو به هم میزنه
روز جمعه بهش گفتم دوس دارم بریم یه جایی.که یکم من ارامش پیدا کنم خلوت کنیم و تنوع توو....رابطه جنسی
اونم تایید کرد
و گفت صبر کن به اقا جون اینا هم بگم حاضر شن موندن خونه حوصلشون سر رفته
منم گفتم من نمیخوام با اونا برم حوصله غر غر های مامانتو ندارم دوس دارم کمی ارامش داشته باشم اونم گفت اگه با اونا نمیری کلا نمیریم پس.
و نرفتیم .
من چارم چیه؟