تو کوچه ما چند سال پیش یه پسره تو کوچه ک راه میرفته حدودا شونزده سالش بود افتاد زمین و یهو تشنج کرد از اون موقع دخترای محله اسمشو گذاشته بودن تشنجی
دیروز رفته بودم خونه مامانمینا خواخرم ک سیزده سالشه گوشیشو اورد ب من نشون داد گفت حسین همون پسره اومده تو پی وی خواهرم
خواهرمم گفته شما؟نوشته همون ک بهش میگی تشنجی خواهرمم نوشته نه من بهت نمیگم تشنجی بهت میگم مشهدی(اخه اهل مشهدن)بیچاره ب قدری خوشحال شده بود ک نوشته بود خدا تو رو واسه پدرو مادرت نگهداره ک ب من نمیگی تشنجی یعنی ب قدری ناراحت شدم ک ب خواهرم گفتم این چه اسمیه رو پسر مردم گذاشتید اون دنیا یقه اتو بگیره چیکار میکنی ببین چقد با حرفاتون بهش ضربه زدید واقعا الانم ک داشتم بهش فک میکردم بغضم گرفت