من خاطره هام غیرقابل پخش همش آخه همشو هم خودم سوتی میدم
اها بزا یه خاطره احساسی بگم یه بار اومدم سرکلاس اومدم چراغا خاموش برام تولد سوپرایزی گرفته بودند و کادو و کیک آخرشم همشون سر نمره منت کادوهاشونو گذاشتن ک نمره بگیرند یکی ک ول کن نبود تو واتساپ پدرمو دراورد انقد گفت گفت اخر یه نمره دادم بهش