دوستان شب یلدا شوهرم گیر داده بود که بریم خونه پسر عموش چون اغلب فامیلشون اونجا جمع شده بودن منم گفتم نمیرم اونجا راحت نیستم بعدشم بچه چهل روزه دارم که مدام بهم اویزونه سختمه ولی اون رو حرفش اصرار میکرد اخر سرم دید من نمیام کلی جرف بد بهم زد .مثل برو گمشو برو بمیر و...تو اصلا به درد نمیخوریا از این حرفا منم فقط گریه میکردم حالا هم دک شبه قهریم خیلی دلم ازش پره اصلا به جوری ازش متنفر شدم اونم خیلی انگار از قهر بودن بدش نمیاد من خر وقت میاد خونه میرم تو اتاق درم میبندم تا میره به نظرتون چ کنم اعصابم خیلی داغونه
نکنین از این بچه بازیا در نیارین بچه هستین مگ . اون میگ بیا این میگ ن تو بیا اون میگ ن تو نرو این میگ تو برو . بچه بازی درنیارین . بش توضیح میدادی . مردا اونقدرا هم دور جناب بعضیاشون بیشور و نفهم نیستن ک درک نکن