2777
2789

روزی سه مرد به اسم ، اکبر ، اصغر و ممد برای تفریح به جزیره دور افتاده ای سفر میکنن  یهو گیر آدمخورا میفتن

بهشون گفتن برید توی جنگل و نفری 10تا میوه بیارید شاید آزادتون کنیم...

رفتن و مشغول جمع آوری میوه شدن

اکبر با 10تا خیار اومد

بهش گفتن 10تا خیار رو بکن تو کو.ت و کوچکترین صدایی ازت در نیاد وگرنه میکشیمت

خیار اول رو کرد تو کو.ش...

خیار دوم رو هم بسختی فرو کرد تو ولی خیار سوم گفت آخ و درجا گردنشو زدن ! 

ممد با 10تا تمشک برگشت و شروع کرد دونه دونه کرد تو کونش یهو رسید به تمشک نهمی زد زیر خنده و کشتنش!


رفت اون دنیا اکبر گفت تو که داشتی خوب پیش میرفتی فقط یه دونه تمشک مونده بود چرا خندیدی؟!

ممد گفت : اخه یهو اصخر رو دیدم که با 10تا هندونه داره میاد


#حکایت

دیروز یک خاطره بود حسرتش را نخور 💫 و امروز یک هدیه است قدرش را بدان و از تک تک لحظه هایت لذت ببر❣💗❤💜💛💚💙

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

پسره میره خاستگاری

دختره یهو م ی گ و ز ه😂😂

پسره ازبس میخنده سکته میکنه میمیره

تو سنگ قبرش مینویسن بادی وزید و گلی پرپر شد😂😂😂

Ceeport  ❤ متاسفم لطفا منو ببخش مچکرم عاشقتم  ❤ceeport    💕سوالی در حیطه ی قانون جذب داشتین بپرسین❤💕
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2844
2834
2835
2108
داغ ترین های تاپیک های امروز