من فامیلای مامانم شهرستان هستن و فامیلای پدریم هم ک سمت ماهستن زیاد نیست مثلا ما مهمونی زیاد دعوت نمیشیم منم مثل مادر شوهرم پوزی نیستم هی اگه جایی رفتیم برم با آب وتاب تعریف کنم خودش یجا بره میاد انقد میگه میگه خسته میکنه آدمو منم دوست ندارم از اینکه بگم کجا بودم کجا نبودم جاییم برم براش تعریف نمیکنم بعد مادر شوهرم هی یجوری برخورد میکنه ک انگار من کس و کار ندارم هی میگه جایی نرفتین یا ز زده ب همسرم ک اره برای یلدا دایی و خاله همسرم دعوت کردن شما کجا رفتین نمیدونم چیکار کنم دست از این اخلاق بدش برداره حالا تازه جاری دارم شدم هی میگه آره اینا فلان جا دعوتن چندبار تکرار میکنه