بچه هاشوهرم دیرب دیرمیادخونه بخاطرکارش.مثلاهر۳۰یا۳۵روزی...من براش زنگ میزنم.اون فقدپیام میده...امروززنگ زدم.حالم گرفته بود حالموباحرفاش خراب کردمیگه کاش ب ۳سال قبل برمیگشتم.من واس خاطرتودارم کارمیکنم پیرشدم.پیشمونی سودنداره کاش زن نمیگرفتم.من گاهی ب دل نمیگیرم میگم روش فشارکاریه.امروزدلم گرفت بحث چاقی لاغری شد اوناکلا خانوداگی چاق هستن.یهوبرگشت میگه چاق لذت بخشه...گفتم اره چاق لذت بشه.منم گفتم بنظرم اقاهم لاغرباشه لذت بخشه عمداگفتم حرصش دربیاد.منومیگه خشکی!!!یعنی لاغر.بااینک فکرمیکنم ارزو مادرشه وزنش بمن برسه56کیلوام.
دیگه رفت نهاربخوره گفت بعدزنگ میزنم زنگ زدجوابش ندادم.اخه چراپشیمونه!؟منک زن ولخرجی نیستم جوونم میره براش.ازهرلحاظ ک نگامیکنم کم نزاشتم.اخلاقم اگ گاهی تندمیشه خودشون بانی اخلاقم هستن.