شوهرمن خوبه مشکلی نداره فقط توروابط خانوادگی برای گرم بودن با دیگران من باید همش هولش بدم گرم نیست الان بگم خواهرم پول نیاز داره من بهش بدم من من میکنه باید مثل بعضی دامادا گرم باشه همه کاری از پیش ببره این نیست اینجوری درصورتیکه من همش میخوام کاری راه بندازم اونم میندازه ولی باید از خودش نمیفهمه الان مثل عروسی پسرعممه دهسال پیش صدوپنجاه هدیه داده پول یه نیم سکه حالا ما قرارگذاشتیم پونصد دوباره میگه دویست بدیم خوبه من دعوا کردم گفتم چرا اذیت میکنی خودتو میزنی به نفهمی الان مشکلی توخانواده من پیش بیاد اصلا تلاشی به کمک کردن نمیکنه
مردِ من چشمهایش لبریز از آرامش است...وقتی کنارم قدم میزند از هیچ چیز و هیچ کس ترسی ندارم...او معنای تمام و کمال واژهی امنیت است...قول هایش قول است...تهِ چشمانش پاکی موج میزند...برای عاشقانه هایم مجنون است و برای بچگی کردن هایم پدر ...مردِ من مــــرد است و محکم...آنقدر محکم ک میتوانم با خیال راحت کنارش همان دختربچهی ساده باشم
اینکه تو اینطوری هستی دلیل نمیشه اون هم مثل تو بشه
مردِ من چشمهایش لبریز از آرامش است...وقتی کنارم قدم میزند از هیچ چیز و هیچ کس ترسی ندارم...او معنای تمام و کمال واژهی امنیت است...قول هایش قول است...تهِ چشمانش پاکی موج میزند...برای عاشقانه هایم مجنون است و برای بچگی کردن هایم پدر ...مردِ من مــــرد است و محکم...آنقدر محکم ک میتوانم با خیال راحت کنارش همان دختربچهی ساده باشم
مردِ من چشمهایش لبریز از آرامش است...وقتی کنارم قدم میزند از هیچ چیز و هیچ کس ترسی ندارم...او معنای تمام و کمال واژهی امنیت است...قول هایش قول است...تهِ چشمانش پاکی موج میزند...برای عاشقانه هایم مجنون است و برای بچگی کردن هایم پدر ...مردِ من مــــرد است و محکم...آنقدر محکم ک میتوانم با خیال راحت کنارش همان دختربچهی ساده باشم
تو هم برا خانوادش زیاد نه خودتو بکش نه مثلا جبهه بگیر و بگو نباید فلان پول رو بدیم
مردِ من چشمهایش لبریز از آرامش است...وقتی کنارم قدم میزند از هیچ چیز و هیچ کس ترسی ندارم...او معنای تمام و کمال واژهی امنیت است...قول هایش قول است...تهِ چشمانش پاکی موج میزند...برای عاشقانه هایم مجنون است و برای بچگی کردن هایم پدر ...مردِ من مــــرد است و محکم...آنقدر محکم ک میتوانم با خیال راحت کنارش همان دختربچهی ساده باشم
من از خدا میترسم وبعدم من بچه اون خانواده هستم منم باید دستشونو بگیرم حالا چون ازدواج کردم دیگ ...
نه عزیزم
دستشونو با پول خودت بگیر
با حساب پس اندازت
مردِ من چشمهایش لبریز از آرامش است...وقتی کنارم قدم میزند از هیچ چیز و هیچ کس ترسی ندارم...او معنای تمام و کمال واژهی امنیت است...قول هایش قول است...تهِ چشمانش پاکی موج میزند...برای عاشقانه هایم مجنون است و برای بچگی کردن هایم پدر ...مردِ من مــــرد است و محکم...آنقدر محکم ک میتوانم با خیال راحت کنارش همان دختربچهی ساده باشم
پس اندازمم از پول شوهرمه . همه جا میگن باید شوهر راضی باشه
پس انداز برای توعه
بعد هم مگه انقد خانوادت به مشکل میخورن که تو دم با دقیقه لازم باشه بهشون پول بدی؟
به غرورشون بر نمیخوره؟
مردِ من چشمهایش لبریز از آرامش است...وقتی کنارم قدم میزند از هیچ چیز و هیچ کس ترسی ندارم...او معنای تمام و کمال واژهی امنیت است...قول هایش قول است...تهِ چشمانش پاکی موج میزند...برای عاشقانه هایم مجنون است و برای بچگی کردن هایم پدر ...مردِ من مــــرد است و محکم...آنقدر محکم ک میتوانم با خیال راحت کنارش همان دختربچهی ساده باشم
نه خداروشکر خوبن واسه دل خودم میخوام هدیه بگیرم براشون
برای تولد و اینا؟
مردِ من چشمهایش لبریز از آرامش است...وقتی کنارم قدم میزند از هیچ چیز و هیچ کس ترسی ندارم...او معنای تمام و کمال واژهی امنیت است...قول هایش قول است...تهِ چشمانش پاکی موج میزند...برای عاشقانه هایم مجنون است و برای بچگی کردن هایم پدر ...مردِ من مــــرد است و محکم...آنقدر محکم ک میتوانم با خیال راحت کنارش همان دختربچهی ساده باشم