از صبح ساعت ۸ برو سرکار بعد بیا خونه تا ۱ نصف شب تا اقا از سرکار بیان...
واس مغازه پیج اینستا ساخته رفته برای اینک فالور بگیره همرو داره فالو میکنه میگم دخترا رو نکن
میگه این ک پیج شخصی نیست میگم چه فرقی داره ناراحت شدم از بغلش رفتم
نگفت خرت به چند من
رفتم بیرون از اتاق دارم گریه میکنم
انگار نه انگار
اومدم میگم دمت گرم خیلی با معرفتی ناراحتی من برات مهم نیست...
سرش توو گوشی ی کلام حرف نمیزنه محلم نمیده
خاک بر سر من که انقدر حمایتت کردم کسب و کار خودتو راه بندازی
توو تاپیکای قبلیم بچه ها گفتم اشکال نداره پول بش قرض بده شوهرته
حیف اسم شوهر ک رو این ادمه ...