یکی از فامیلهامون تک بچه است و بعد از پانزده سال ازدواج پدر مادرش به دنیا اومد از روز اول هرچی خواست براش فراهم کردن کلاس دوم ابتدایی بود شاید باورتون نشه من تردمیل خریدم پاشوکرد تو یک کفش که باید منم داشته باشم براش خریدن ده سالش بود کامپیوتر بعد لپ تاپ های مدل به مدل هرسال یکی گاهی مشکل پیدا میکرد مامانش میگفت من برم درست کنم بچه یازده ساله انواع و اقسام فیلمهای .... و سایتهای .... رو لپ تاپش بود
گوشی هرماه یکی و آخرین مدل هربرند
از شانزده سالگی بدون گواهینامه براش ماشین خریدن که سه تاشو اوراق کرد و تمام
یازده سالگی عاشق شد و تا هجده سالگی باهاش بود یکهو کات کرد و شش ماه بعدش گفتن با یکی نامزد کرده چهار پنج سال از خودش بزرگتر با اختلاف حداقل سی سانتی متر قد که عروس خانم بلندتره ۱۹۰قدشه حداقل ۱۰۰وزنش
تا نامزد شدن پدر مادره رو مجبور کرد خونه شون رو بفروشن براش خونه ماشین ویلا بخرن که خریدن
حالا عروسی گرفتن براش
طبق منطقم بعید میدونم با دم دمی مزاج بودن این بچه ادامه داشته باشه
اما خانواده دختره چرا قبول کردن جای تعجبه ؟!
نگین فضولی نکن و سرت به زندگی خودت باشه واقعا سواله برام