سلام من دو ساله با مردي ازدواج كردم كه سه ساله از همسر اولش جداشه و يه بچه شيش ساله داره
الان پنج ماهه زنگيمو داغون كرده كه بعد زايمانت زن اولمم ميخوام دوباره برگردونم رضايتم ندي صيغش ميكنم بخاطر بچم بايد برش گردونم
روزگارمو سياه كرده
هرچي ميگم الان چرا به اين فكر افتادي
يا ما داريم بچه دار ميشيم
ياجدا ميشم به گوشش نميره كه نميره
همشم ميگه من دوستت دارم فقط ديگه طاقت دوري و حرف مردم در مورد بچمو ندارم
خونوادشم خيلي تحريكش ميكنن
خون به دلم كرده تو اين بارداري
الان هفته ٣٥هستم همشم آب ريزش دارم و دكترم گفت حرص و جوش نخور
وزن بچمم دو كيلو كه دكتر گفت خيلي كمه