دیروز زنگ زدم به برادرم که بهش بگم حواسش باشه تو شهر ما کیک آلوده اومده بچه اش یک موقع نخوره خلاصه زنگ اول رو که خورد وصل شد داشت به زنش میگفت باز زنگزد چقدر زنگمیزنه باز معلوم نیست چی میخواد بگه ....فکر کرده بود صدای گوشی روبسته که جواب نده حواسش نبوده وصل کرده جواب داده سریع قطع کردم که نشنوم دیگه
من شاید دو هفته یکبار زنگ بزنم بهشون احوال پرسی حتی زنگ نمیزنه به من سراغم نمیاد و...
هفته پیش بچه اش مریض بود دوبار زنگ زدم به فاصله سه روز احوالش رو پرسیدم بعد اون اینجوری پشت سرم جلو زنش میگفت ....
اینقدر دلم گرفت از حرفش😔😔😔