2777
2789
عنوان

مادر شوهر

| مشاهده متن کامل بحث + 275 بازدید | 24 پست
من هر روز میرفتم همه کاراشم میکردم

خدا خیرت بده 

ولی تازه این طفلکی شوهرم یموقع می خواد بره خونشون مادر شوهر بهش میگه نیاین یا یدفعه بخواد بمونه میگه ما رخت خواب نداریم ان قدر که پررووه

خانواده شوهرم من كه اگه وقت شامشون باشه نميخورن تا ما بريم بعد ميخورن يادم نمياد آخرين بار چندسال پي ...

إخی عزیزم یه لقمه همیشه بزار کیفت بری یه گوشه برا ته دل گرفتن بخوری

همیشه از اینکه برم انحراف بینی‌م رو عمل کنم و بخوام تامپون بکشم میترسیدم  
ولی دوستم پیش دکتر حامد عباسی بدون تامپون عمل کرد منم رفتم و عمل کردم پیششون و الان خیلی راحت تر نفس میکشم، عمل زیباییشون هم بدون تامپونه
اگه شما هم درباره عمل بدون تامپون کنجکاوید، جزئیات بیشتر رو اینجا ببینید   

اره ولی منظورم اینه که شاید مثه دخترش میبینتت و بزرگتره بالاخره ادم باید احترامشو نگه داره اگرچه من ...

احترامشو ولی همیشه نگه میدارم ولی کارش اصلا درست نیست مهمون حرمت و آداب داره نبایدم مهمونو آدم برونه از خونش بگه ما رخت خواب نداریم

إخی عزیزم یه لقمه همیشه بزار کیفت بری یه گوشه برا ته دل گرفتن بخوری

چايي و ميوه ميارن اما هيچ وقت خبري از شام نيست ولي انتظار دارن خونه من هميشه سفره هفت رنگ براشون پهن باشه

خدايا شكرت🙏🏻
احترامشو ولی همیشه نگه میدارم ولی کارش اصلا درست نیست مهمون حرمت و آداب داره نبایدم مهمونو آدم برونه ...

الهی عزیزم..خب همیشه ادما مطابق رفتار ما رفتار نمی کنن مخصوصا هرچی سن بره بالا تغییر دادن رفتارشون سخته...تو بیخیال باش..وگرنه اذیت میشی. مثلا اگه کاری داری خونشون که احتمال میدی یا میدونی که‌بهت میگه خودت پاشو انجام بده اصلا مطرحش نکن.

پاییز ۷۴....غرور دخترانه ام به بازی بگیری..هویت مردانه ات را به آتش میکشم
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2843
2834
2835
2108
داغ ترین های تاپیک های امروز