سلام، جاریم ی مدت با شوهرش اختلاف داشت که با همه ی خونواده ی شوهرش قطع رابطه هم کرد حالا چند ماهه با هم خوب شدن و...... بماند که چه حرف های پشت سرم زده بود و به روش نیاوردم الان که دیگه با همه آشتی کرده و تعارفمونکرد که بریم بیرون و ما جور نشد که بریم گفتیم نمیتونیم ولی روز بعدش شوهرم با داداشش کار داشت رفتیم دم خونشون که تو کوچه باهم صحبت کردن و بعدش بردار شوهرم گفت برید نیاید خونه خیلی بهم برخورد منم گفتم که ما قصد اومون به خونتون و نداشتیم، دیگه بعدش جاری لعنتی ی زنگ نزد که چرا نیومدین خونه.🤨🤨🤨🤨
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
براشون جور نشده .قسمت اول حرفت ک گفتی بدگویی کرده کارش زشت بوده تو دعوا هم ک حلوا پخش نمیکنن.اما اینکه نشده برین بیرون یا دعوت کنه خونتون حتما براشون جور نشده.اگه از قبل هماهنگ نکردین
با بخشیدن، واقعیت های گذشته عوض نمی شوند زیرا گذشته را نمی توان تغییر داد. ما فقط می توانیم دیگران را ببخشیم تا به آرامش بیشتری برسیم. بخشش به ما اجازه می دهد با گناه، سرزنش و احساس شرم خداحافظی کنیم و به ما یاد می دهد که با دوست داشتن دیگران از شر ترس های گذشته رها شویم
منم هرکی بیادخونم فرقی نمیکنه هرچی داشته باشم میارم وسط سخت نمیگیرم والا حتی اگه خونم شلخته باشه
خدایا مراقب ویهان وماکانم و همسر عزیزم باش قربون دوتا پسر تپلم برم من..اگه جواب بی ادبیتو نمیدم یعنی در حد من نیستی پس انقدر خودتو خاروخفیف نکن و زور نزن
براشون جور نشده .قسمت اول حرفت ک گفتی بدگویی کرده کارش زشت بوده تو دعوا هم ک حلوا پخش نمیکنن.اما این ...
خودم اصلا دوست ندارم بدونه هماهنگی برم خونه کسی ولی کلا چند بار هم شوهرم کار واسش پیش اومد و اون ام میدونست برادر شوهرم ا مده بود تو کوچه و گفته بود نیا داخل