میگم امروز شوهرمو جو گرفته گف بریم خونه ابجی بزرگم
حالا شرایطشون:خواهربزرگش ی دختر۱۳ساله و پسر ۱سالونیمه داره و شوهرش زندانه.
خواهر وسطیش درحال طلاقه و ی دختر۱۱ساله
خواهرکوچیکش ی پسر۷ساله داره و شوهرشم هست
حالا همه اینا تو یه خونه۹۰متری ۱خوابه زندگی میکنن
امشبم شوهرم گیر داده میمونیم خونه خواهرم
حالا از عصر ۵اینا اینجاییم بچه ها سروصدا جیغ و داد خواهرای شوهرم دادو بیداد ک بچه ها بشینین درستونو بخونید
شوهرمم از وقتی اومدیم تو اتاق نشسته نمیاد بیرون
الانم که رفت وسایل بخره
حالا شبم میخوایم بمونیم
دارم دیوونه میشم شوهرمم دید بی حوصله ام اومد یکم باهام شوخی کرد ولی اصن حوصلع ندارم
چیکار کنم ک فردا برگردیم خونه و نمونیم اینجا فردا شبو
ای خدا چیکار کنم؟
نظربدین
یابگید چیکارکنم حوصلم درست بشه اه😢😥