2777
2789
عنوان

حسرت های زندگی

| مشاهده متن کامل بحث + 291 بازدید | 41 پست
يادش بخير ارزوم بود مانتوي مشكي كوتاه داشته باشم احساس شاخ بودن بهم دست ميداد ولي اجازشو نداشتم....

حالم بد میشه به گذشته فکر میکنم... الان از همه چی زده شدم، دخترمو یقینا تو نوع پوشش آزاد میزارم

با توهین و تشر و توسری کی گفته که مردی؟!!! 

مامان پوریا:

وای بچه‌ها تازه فهمیدم چرا خواهرم انقدر تغییر کرده!😳

خواهرم با رژیم فستینگ دکتر کرمانی ۱۰ کیلو تو ۲ ماه کم کرد، منم وقتی دیدم چقدر حالش خوبه شروع کردم.

خودم هم خوابم بهتر شده، ولع غذا کمتر شده، انرژی‌م بالاتره، گفتم به شما هم بگم.


برید تو سایت دکتر کرمانی و شروع کنید.

حسرت یه خانواده دلسوز و صمیمی حسرت یه همسر عاشق و با محبت 

حسرت اینکه یه روز بدون دغدغه بی پولی بگذره واسم 

حسرت یه زندگی عاشقانه حسرت ماشین خوب داشتن حسرت اینکه به هیچ کدوم از ارزوهام نمیتونم برسم 😔😭

از آزادی که نگو فقط اتقد مامانم گیر میداد به خدا ۲۶ سالم بود یه شام نمیتونستم برم بیرون 

داغون داغون..... همین تفکرات و تعصبات بیجا باعث یه سری انحرافات تو من شد متاسفانه.. و نتیجه کار کاملا خلاف چیزی شد که پدر و مادرم میخواستن و یه حسرت شد واسه من

با توهین و تشر و توسری کی گفته که مردی؟!!! 
عاشق آدم اشتباهی شدم و سه سال عمرم رو با دروغ تلف کردم...اما نزاشتم حسرت زندگیم بشه وقتی دوباره برگش ...

بازم خوبه تو تونستی جبران کنی 

من همه ش ضربه خوردم و اذیت شدم آخرشم بی فکر ازدواج کردم 

حالم بد میشه به گذشته فکر میکنم... الان از همه چی زده شدم، دخترمو یقینا تو نوع پوشش آزاد میزارم

من دخترمو تو پوشش و تو رابطه ازادتر میزارم یادش میدم چیکار کنه نمی‌زارم مثل خودم از یه پسر دانشجوی سال اولی انتظار قول ازدواج داشته باشه که ضربه بخوره

حسرت موندم موهامو رنگ کنم یه رژ قرمز بزنم ولی همه چی بد بود 

اخي عزيزم....

ازدواج نكردي؟

من بعد ازدواج يكم از اين عقده هامو خالي كردم...يني واقعا عقده شده بود برام....

ديش ديري ديرين ماشالله
داغون داغون..... همین تفکرات و تعصبات بیجا باعث یه سری انحرافات تو من شد متاسفانه.. و نتیجه کار کامل ...

واسه منم همینطور 

مثلا میخواستن با اینکارا مصون بمونم اما برعکس مدام ضربه خوردم و اشتباه کردم

بازم خوبه تو تونستی جبران کنی  من همه ش ضربه خوردم و اذیت شدم آخرشم بی فکر ازدواج کردم

من اگر اون اشتباه رو ادامه داده بودم الان فقط یک برده مطیع بودم که از زن بودن چشم گفتن رو یاد گرفته بود..من شانس آوردم که کسی توی زندگیم اومد که یادم داد به خودم بها بدم..من بدترین کمبودها رو از جانب مامانم داشتم اما همیشه سعی میکردم الکی هم که شده اعتماد به نفسم رو حفظ کنم...نمیدونم زندگیت توی چه مرحله آیی اما سعی من از همین الان جبران کنی

من دخترمو تو پوشش و تو رابطه ازادتر میزارم یادش میدم چیکار کنه نمی‌زارم مثل خودم از یه پسر دانشجوی س ...

دقیقا... تجربه های خوبی داریم اتفاقا

نسل های بعد از ما نسل های بهتری خواهند بود

با توهین و تشر و توسری کی گفته که مردی؟!!! 
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز
توسط   fwtimzare  |  13 ساعت پیش
توسط   حمیدم355h  |  13 ساعت پیش