بچه کع بودم تو مدرسه بغل دستیم صدتومن گم کرده بود گریه میکرد دلم سوخت صدتومن هفتگیمو یواشکی از کیفم درآوردم انداختم زیر..معلم بعدکلاس منو نگه داشت بهم گفت دیدم پولشو از تو کیفت درآوردی انداختی زیرمیز..هر چقد توضیح دادم باورش نشد..بغل دستیم جاشو عوض کرد..همه م بهم گفتن دزد..:)
یه دوستی توی نی نی سایت نوشته بود من به چای کیسه ای میگم تی بگ ویه قدم به مهاجرت نزدیک شدم پس من چی بگم اینقدر این چند وقته سرما کشیدم به هردلیل واقعا ناحقیه که اروپا یاکانادا نصیبم نشه😕😕😒😣😢 هرچی فکرمیکنم میبینم انگار فقط آهنگ پیشواز همراه اول قیمتش فقط ثابت مونده بودوگرون نشده بود که اونم شد 😕😌مار ازراسو بدش میاد هرجا میرود بااو روبرو میشود درستش اینه دیگه نبینم کسی بگه پونه ها😜چون یارپوز یه کلمه چند معنایی ترکی هست هم به معنای پونه ونعناع وهم راسو که دهخدا به اشتباه ترجمه کرده. حرف بی عمل حرف نباشد عالم بی عمل مردنباشد(شعرمن)
همسرمهربونم💏چهل سال بعدجلوی آینه موهایم را شانه کنم..👵روسری آبی ام را بپوشم وآرام آرام بروم توی آشپزخانه..نگاهت کنم و بگویم :دیدی گفتم میان ..لبخند بزنی☺بگویی : چقدر قشنگ شدی😍یاد وقت هایی بیفتم که جوان بودم.👩ناراحت شوم که پیر شده ام 👵..زشت شده ام ..و تو باز بگویی با موهای سفید بیشتر دوستت دارم👵و من مثل بیست سالگی هایم ذوق کنم😍سر بزنم به قیمه ای که برای بچه هایمان پخته ام ..🍲بعد تو از نوه ی آخرمان بگویی.بگویی این فسقلی عجیب شبیه تو شده..من برایت چای بریزم.☕بچه هایمان بیایند.مدام بگویم :قند نخور آقا.چایی داغ نخور .. بذار سرد شه..تو لبخند بزنی☺من مثل چهل سال پیش شوم و جلوی بچه هایمان سرم را روی شانه ات بگذارم ..💑نوه هایمان را بغل کنیم .👶دخترهایمان سالاد درست کنند و غذا بیاورند ..پسرها سفره بیاورند و بشقاب بچینند..پسر اولمان بگوید :هیچی دستپخت تو نمی شه مامان..عروسمان خودش را برایش لوس کند و بگوید:پس دستپخت من چی ؟!پسرمان نازش را بکشد😍ما از حال خوششان ذوق کنیم ..زیر گوشت بگویم : مرد زندگی بودن را از خودت یاد گرفته.❤باز هم نگاه های مهربانت.👀و باز هم درد زانوهایم یادم برود ..بچه ها بروند خانه هایشان ..ومن از خوشحالی ده بار بمیرم که چهل سال است تو را دارم ..💏