اومدم یه شب خونه مادر شوهرم بمونم. بچه جاش عوض شده یه کم بدخواب شده بیدلر شد بد قلقی کرد باز خوابید یهو دیدم لای در باز شد مادرشوهرم اسفندو از لای در اورد تو دود داد تو اتاق رفت. تنهام دارم از خنده میترکم. خیلی سادست دوسش دارم 🤣🤣😝😝🥴 الان پیش خودش میگه اسفند دود کردم خوابیدا بچه. از دود دارم خفه میشم🤣 طفلی خودشم خواب بود