سلام بچهها
یه فامیلی داریم به شدت مذهبین از اینا که دختر حق تو کوچه رفتن نداره و فقط باید هر کجا خواست بره به مادرش بره یه جورایی من این دختر خانم صمیمیم اونم تو مهمونیای خانوادگی چون نمیتونه رفت و آمد کنه خودش ،خوب منم زیاد نمیتونم برم خونشون چون از جو خونوادگیشون خوشم نمیاد حالم بد میشه
وقتی من بیشتر از همین به اصطلاح خونواده در جریان مشکل دخترشونم نمیدونم چجوری کمکش کنم الان ۲ ساله پشت کنکوره اصلا انگیزه درس خوندن نداره فکر کن ۲۴ ساعت اسیر چهار دیواری خونشونه هر وقت میبینمش از جنس دختر بودنم بدم میاد که چرا ازاد نیست یه نیم ساعت بره پارک یا یه خرید بره تنهایی
غمگین ترین بخش زندگیش اینکه هیچ دوستی نداره
واقعا کجای دختر بودن خوبه الان پیش خونوادش اسیره فردا شوهر کنه اسیر یه خونه دیگه ..
نمیدونم چیکار کنم شاد باشه کلا افسرده شده میبینمش خودمم روحیم بد میشه..