2777
2789
عنوان

خواب دیشب من

656 بازدید | 20 پست
دیشب خیلی واسه پسرم ناراحت بودم.رو کردم به آقا ابوالفضل و گفتم خواهش می کنم به خوابم بیا.بیا و کمی دل واموندم رو آروم کن.نزدیکای سحر بود که خواب دیدم چند نفر که انگار دکتر بودند فکر کنم دو نفر بودند من قیافه اونا رو ندیدم.اومدن تو یه اتاق.انگار یه پرده وسط اتاق کشیده بودن.من هیچ دستی رو ندیدم ولی می دیدم که یکی یه سرسوزن به انگشت یه بچه که رو یه تخت خوابیده بو زد که فکر کنم ابوالفضلم بود زد.و بعد با همون دستی که من نمی دیدمش شروع کرد به ماساژ دادن و حرکت دادن روی بدن ابوالفضلم.بعد دیدم من و شوهرم وسط یه جمعیت ایستادیم.یکی از دور صدا زد شما باید پسرتون رو ببرید درمانگاه ابوالفضل.شوهرم پرسید درمانگاه.....؟اینجاش شوهرم یه چیزی گفت که من حالیم نشد انگار چیزی مثل شهسوار.سپهسالار یا چیزی شبیه اون.من بهش توپیدم که درست بگو.بگو درمانگاه ابوالفضل الان مردم بهمون می خندن.ولی نگاه کردم دیدم هیچکس توجهی به ما نداره و همه دارن جلو رو نگاه می کنن.

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

سلام عجول جون ، با خوندن خوابت مو به تنم سیخ شد . خیلی خواب خوبیه . من حس خوبی ازش گرفتم . اگه ناراحت نمیشی و دوست داری بگو مشکل ابوالفضل گلت چیه؟ ضمنا یه سایت خیلی خوب هست که خوابا رو خیلی عالی و درست تعبیر میکنه میتونی بری عضو بشی و خوابت رو بپرسی . همیشه برا من هرچی تعبیر کرده یا استخاره از قران گرفته صحیح بوده . "سایت سخن زنده "
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2791
2779
2792
2108