2777
2789
عنوان

خواب دیشب من

669 بازدید | 20 پست
دیشب خیلی واسه پسرم ناراحت بودم.رو کردم به آقا ابوالفضل و گفتم خواهش می کنم به خوابم بیا.بیا و کمی دل واموندم رو آروم کن.نزدیکای سحر بود که خواب دیدم چند نفر که انگار دکتر بودند فکر کنم دو نفر بودند من قیافه اونا رو ندیدم.اومدن تو یه اتاق.انگار یه پرده وسط اتاق کشیده بودن.من هیچ دستی رو ندیدم ولی می دیدم که یکی یه سرسوزن به انگشت یه بچه که رو یه تخت خوابیده بو زد که فکر کنم ابوالفضلم بود زد.و بعد با همون دستی که من نمی دیدمش شروع کرد به ماساژ دادن و حرکت دادن روی بدن ابوالفضلم.بعد دیدم من و شوهرم وسط یه جمعیت ایستادیم.یکی از دور صدا زد شما باید پسرتون رو ببرید درمانگاه ابوالفضل.شوهرم پرسید درمانگاه.....؟اینجاش شوهرم یه چیزی گفت که من حالیم نشد انگار چیزی مثل شهسوار.سپهسالار یا چیزی شبیه اون.من بهش توپیدم که درست بگو.بگو درمانگاه ابوالفضل الان مردم بهمون می خندن.ولی نگاه کردم دیدم هیچکس توجهی به ما نداره و همه دارن جلو رو نگاه می کنن.

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

سلام عجول جون ، با خوندن خوابت مو به تنم سیخ شد . خیلی خواب خوبیه . من حس خوبی ازش گرفتم . اگه ناراحت نمیشی و دوست داری بگو مشکل ابوالفضل گلت چیه؟ ضمنا یه سایت خیلی خوب هست که خوابا رو خیلی عالی و درست تعبیر میکنه میتونی بری عضو بشی و خوابت رو بپرسی . همیشه برا من هرچی تعبیر کرده یا استخاره از قران گرفته صحیح بوده . "سایت سخن زنده "
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2844
2843
2834
2835
2108