2777
2789
عنوان

وزن کم کودک

128 بازدید | 20 پست

سلام.. پسرم وزن تولدش ۱۷۹۰ بوده 

چهار ماهگیش ۵۵۰۰

شش ماهگیش ۵۷۰۰

یعنی تو دوماه فقط ۲۰۰ گرم اخه مگه میشه تقریبا از سه ماهگی به بعد کم وزن اضاف میکرد شیر به زور میخورع . امروز شش ماهشو تموم کرده . یه هفته ای میشه غذای کمکی رو شروع کردم.

میخواستم بدونم چرا ایقد کم وزن اضافه میکنه یعنی مشکلیه..خیلی نگرانشم

خداحفظش کنه، شیر خودتو میخوره؟ شیر شبشو سعی کن بدی بهش دختر منم شیر خوب نمیخورد، وزن تولد۳ بود الان ۱۴ ماهشه ۸شده با بدبختی😔 تقریبا هرماه ۳۰۰ گرم، فکرکنم ۲ماهه رو ۸ وایساده😔😔😔😓😓😓

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

شیرت  قوت نداره  خب  عزیزم.  فقط شیرخشک بچه رو تپل میکنه  تا قبل یکسال

روزی دختری خواهم داشت شبیه خودم باچشمهایی درشت که همه ی دنیا را زیبا میبیند عاشقانه زندگی میکند، تنفر برایش بی معناست، مهربانی را یادش میدهم، اعتماد راهم...یادش میدهم همه دنیایش را با مادرش قسمت کند، حتی خطاهایش را،آن وقت هیچ وقت تنها نمی ماند ...نمیگویم دخترم بترس ازمردها می گویم بترس ازگرگها، مردهاکه گرگ نیستند، پدرت فرشته ای است که روزی خدا او را فرستاد و روح تنهای مرا لمس کرد و نگذاشت ، تنهابمانم....روزی دختری خواهم داشت شبیه خودم اما بسیار قوی تر، بسیار بخشنده تر، بسیار مهربان تر و بسیار صبور تر...

وای خدای من خیلی کمه که حتما پیگیر باش نی نی من دوماهشه شش و نیم کیلویه اما من بازم حرص میخورم برای وزنش چون ظاهرش اصلا تپل نشون نمیده

تو هم سعی کن بیشتر بهش شیر بدی هم شیرمادر بده هم شیرخشک. هم توخواب بده هم تو بیداری

وزن 86-83-80-79-77-76-72-70-69وزن هدف55
شیر خشک شوهرم نمیزاره بگیرم هر کاری میکنم میگه مگه خودت شیر نداری شیر خشک برای چشه

وقتی شیر مادر قوت نداره  مشخص شیر خشک بهتره.  یک قوطیش ۲۶ تومن برو یواشکی بخر.  بچه مهم یا عقاید شوهرت؟

روزی دختری خواهم داشت شبیه خودم باچشمهایی درشت که همه ی دنیا را زیبا میبیند عاشقانه زندگی میکند، تنفر برایش بی معناست، مهربانی را یادش میدهم، اعتماد راهم...یادش میدهم همه دنیایش را با مادرش قسمت کند، حتی خطاهایش را،آن وقت هیچ وقت تنها نمی ماند ...نمیگویم دخترم بترس ازمردها می گویم بترس ازگرگها، مردهاکه گرگ نیستند، پدرت فرشته ای است که روزی خدا او را فرستاد و روح تنهای مرا لمس کرد و نگذاشت ، تنهابمانم....روزی دختری خواهم داشت شبیه خودم اما بسیار قوی تر، بسیار بخشنده تر، بسیار مهربان تر و بسیار صبور تر...
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2844
2843
2834
2835
2108