حق داری چون واقعا با اومدن بچه زندگی تغییر اساسی میکنه.ناشکری نمیکنم اما با اومدن بچه زندگی من داره ب سردی و دوری میره.اول جامون از هم جدا شده و کم کم هم دلامون.وقت برای باهم بودنمون نداریم.پسرم خواب نداره همش گریه گریه.بعد از 6سال امشب شوهرم بدون من رفت خونه مادرش.و قطعا از این ب بعد بیشتر تکرار خواهد شد چون من دیگه تنها نیستم پسرم کنارمه.
همسرت به بچه علاقه داشت؟منظورم رابطه کلی با بچه هاست
عاشق بچه بود و الانم هست اما دیگه کم کم از من داره غافل میشه.من دل نازکتر شدم و اون بداخلاقتر.هرروز ی دلخوری پیش میاره.امشبم قهر کرده پسرمو برده پیش خودش خوابونده و لج کرده ب من نمیده.منم واقعا دیگه حوصله ندارم.
الان نینیم ۴۵ روزشه چنروز اول من بهانه گیر شدم با شوهرم دعوا کردم حسودی کردم ب نینی اما بعد خوب شدم طبیعیه شوهرم خداروشکر خیلی فهمیده هس بیشتر بهم توجه کرد اما خب چندبار هم سر نینی باهم دعوا کردیم زردی داشت سر قرص و ...بعد من قهر کردم و بعدش هم صحبت و رفع مشکل حالا هم خوبیم اما زندگی با قبلش فرق میکنه من فقط بیشتر از خستگیمه اما نمیزارم دور شیم از هم تا نینی میخوابه میرم پیش شوهرم لااینکه خوابمم میاد همه جیغ دسته خودته
صلوات لطفا برا ظهور و سلامتی امام زمان دختر قشنگم مروارید قلبم..امید زندگیم خوشبختیتو ببینیم الهییییی