2777
2789
عنوان

با تجربه ها

31 بازدید | 2 پست

سلام خانوما يسوال دوسدارم از تجربياتتون بدونم در اين مورد ك دو سال عقد بودم خانواده شوهرم بويژه مادرشوهرم پدرمو دراوردن به معناي واقعي كلمه اووووف حسااااابي.سه ماهه عروسي كردم با كاراشون رفتاراشون اصلا نميتونم كنار بيام همش داعما تو فكرم ميچرخه از زندگي افتادم همش اوقات تلخي ميكنم بيچاره شوهرم يسرههههههه غر غر ميكنم و دعوا چيكار كنم شما بگيد امشب اونجا بودم خيلي سوختم ازاينكه ما تو عروسيمون گوشه هيابون ناراحت وايساده بوديم كه كسي نبود شيريني رو بده تالار چون باباش گف من ببرم؟!!!بد قطع كرد بعدا امشب فهميديم ك اون موقع رفته بودن اتليه عكس بندازن خيلي ناراحت شدم ب مادر شوهرم گفتيم كچي گف ميگفتين پسر عموت ميرف شيريني رو ميداد اصلا بدردمون نخوردن بخدااااا حسابي ميسوزم

خواهرزاده‌م امسال تیزهوشان قبول شد 😍🥳

امسال کلاس‌های تام‌لند رو می‌رفت و من هر بار می‌رفتم خونه خواهرم، می‌دیدم اونم یه گوشه نشسته داره با بچه کلاس می‌بینه 😂

البته فکر کنم خواهرم از خودِ خواهرزاده‌م بیشتر طرفدار استاد طاری شده! انقدر هم از استادا برام تعریف می‌کردن که آخرش منم اسم چندتاشون رو حفظ شدم 😅

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2844
2843
2834
2835
پربازدیدترین تاپیک های امروز
2108