دوستام دارن پشت سر هم عقد وعروسی میکنن من دارم سکته میکنم مسائل زیاده تو زندگیم دیوونه شدمه بخدا ،دوست پسرم بخوامم نمیشه داشته باشم خدایا چقد زجر دیگه،؟
درس نمیخونی ؟ضمنا مگه شوهرای دوستاتو دیدی انقد ناراحتی یعنی سمندونم بیاد قبول میکنی ؟دیدی سمندونو ؟! ...
مامانم میگه فقط شعل دولتی کلن سخت گیرن میگم من مجبورم قبول کنم فقط واسه خونوادم دردسر درست میکنن تو درس هر چی کردم نشد ،تو سهمیه زدم ،از همه جا داغونم پول میخام
منکه واجب الازدواجم نمیاد اصن میخام نیاد همه عمرم دیگه آدم از رو عقده شوهر کنه به چه درد میخوره میترسمم مث بابام باشه طرف ،اگه به خودم باشه همه بدبختیا رو تلافی میکنم