هرطوری خانواده خودت قدم بردارن همونجورم انتظار از طرفه شوهر داشته باش ما ترکیم
اول اونا قدم برداشتن بعد ما زیر لفظی که هیچ ندادن فقط جشن نامزدی و عید قربان یکی بود نیم ست دادن مادر منم زنجیز خرید براشوهرم اخرم من زنجیر رو گرفتم النگو خریدم برا خودم مادرشوهرم کلی طلا داشت همه رو فروخت برا من خونه رهن کنه