همونو بگو الان یه ماهه میخوام برم خونه تنها خواهرم روزها خونه نیست غروب هم همسرش خونست دوست داذم تنها باشه برم هر دفعه بنش گفتم گفته نیستم حالا کارش یه طوریه میتونه نره گفتم جمعه بیام گفت تا ظهر نیستم من همش براش زنگ میزنم تازه گاهی شاکی میشه چرا مزاحمش میشم براش زنگ میزنم . حالا بچه دومم مثل خالش خدای نکرده در بیاد اولی نمیگه چرا دومیو آوردی مادر من وقتی به دردم نمیخوره